سفارش تبلیغ
صبا ویژن

♥♥


شاید معنای بی قراری را ندانم...معنای درد را
اما خوب معنای آرامش را میفهمم
شاید نفهمم اشک یعنی چه
زخم یعنی چه
اما خوب معنای مرهم را حس میکنم

آرامش یعنی قدم های تنهایی که بغض آور نیست. یعنی پاییزی که از برگ به برگ آن غم نمی چکد.یعنی تنهایی آنقدرها هم عذاب آور نباشد. یعنی شب ، بی آنکه ردی از خیسی اشک روی بالش بیاید ، خوابت ببرد...
آرامش یعنی خوابهایی که حتی اگر ترس به دلم بیندازد تعبیرش شود صندوق صدقات و دست های مادر...
من شاید هیچوقت به اندازه هجم ِ عظیم بی قراری، بی قرار نبوده باشم...شاید هیچوقت به اندازه ی معنای واقعی درد ، بی درمان نشده باشم ، اما خوب میفهمم قرار یعنی کجای زندگی ات آرام بگیرد . خوب میفهمم کجای دلت باید آرام شود  که درد بیرون نزند
حالا خوب میفهمم کوچه های شهر قرار نیست لحظه به لحظه برایم مرثیه خوان اندوه شوند. خوب لمس میکنم قرار نیست باران فقط برای بغض های من ببارد. من فهمیده ام میشود زیر باران لبخند زد... راه رفت... و به شاخه گل سرخی فکر کرد که لابه لای دستهایم  جا خوش کرده و آرام شده.
چقدر خوب است که این شبها، بلای جان آدم نمیشوند
می آیند... یک لایه حریر از سکون روی دلت میگذارند و ماه برایت نرم نرم لالایی میخواند تا خوابت ببرد...

 



+ برای دلتنگی های دوست داشتنی ام


+ تاریخ پنج شنبه 94/8/28ساعت 12:22 عصر نویسنده تسنیم | نظر