یک جرعه آسمان
تسنیم،دختری از جنس آسمان[135]
این بار می ترسم... می ترسم از نوشتن... آخر نوشتن الکی نیست که... تبرک است...می خواهد اسم "حسین"(ع) را بیاورد... باید والا باشد... انگشتانم که نه! تمام روحم را سیاه پوش کرده ام... ... ناتوانی قلمم را ببخش مولا جان... حرف هایم را در میان این همه نقطه فریاد زده ام... ... ....... .............
** اَللهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج **
(یک نگاه مهربان مارا بس است...جرعه ای از آسمان ما را بس است...)
یکشنبه 6/9/90|
5:58 عصر |تسنیم،دختری از جنس آسمان| نظر|
| [-Design-] |