و حالا اینجا
من
در سلامت کامل عقل اعتراف میکنم که بزرگترین اشتباه زندگی م را وقتی کردم که فکر میکردم میتوانم میان ادبیات زندگی بهتری داشته باشم. همان وقتی که فکر میکردم میشود کمی از دنیای واقعی خودم را بیرون بکشم و درست در عمق شعر غرق کنم و بی خیال عالم بیرون ،‌فکر کنم زندگی میتواند همانقدر قشنگ باشد که در خیال!

حالا اعتراف میکنم که باید هیچوقت به سمت شعر نمیرفتم. این شعر...همین شعر ِ‌لعنتی زندگی ام را آنقدر روی دستهایش چرخاند تا رسیده ام به اینجا که درین نیمه شب ِ‌تنهای ِ بدون ِ‌تو ، درست وقتی میان بودن و نبودنت گیج میخورم،‌چشمم روی بیت های مانده و فرستاده و درسی که باید بخوانم خشک شده و تو هی میان این ذهن ‌ِ پر از آشفتگی جولان بدهی و نبودنت را به رخم بکشی...

من اشتباه کردم اگر فکر میکردم "ادبیات" زندگی م را آنقدر لطیف میکند که فراموش میکنم دنیا پست است...
باید دلم را میسپردم میان ِ محاسبات جدی ِ ریاضی یا فیزیک یا هرچیزی که بیشترین فاصله را با این حروف ِ موزون دارد و عین آدم های شجاع قبول میکردم دنیا را باید تلخ تلخ نوشید...

من اشتباه کردم...


+ تاریخ جمعه 95/3/21ساعت 12:11 صبح نویسنده تسنیم | نظر

گدایی کردن محبت پست ترین و منفور ترین چیزی است که میشود در زندگی داشت.
اینکه کاسه نداشته هایت را در دستت بگیری و بروی هی جلویش زار بزنی و بگویی تو را به خدا اندازه همانی که یک روز تمام خنده هایش را با آن میگذراندی بخند
اینکه مدام نگاهت روی لبخند های دور از تو خشک شود و دلت پر از حسرت
اینکه حتی این کلمات بیاید و اینجا بنشیند هم مزخرف است


بگذارید از بی مهری بمیرید اما هیچوقت محبت کسی را گدایی نکنید
آدم ها را
صمیمیتشان را
خنده شان را
بگذارید و فقط توی تنهایی خودتان با عزت  نفس بکشید!


+ تاریخ شنبه 95/3/8ساعت 5:24 عصر نویسنده تسنیم | نظر

دوستی دارم

که نه از شعرها چیزی میفهمد

و نه شعری بلد است...

و نه در تمام عمرش

مصرعی گونه هایش را خیس کرده...



من فکر میکنم

او بی آنکه بداند

شبها خوشبختی را بغل گرفته و 

آرام میخوابد...


+ تاریخ جمعه 95/3/7ساعت 5:30 صبح نویسنده تسنیم | نظر

همه چیز از آنجا شروع میشود که دیگر هوای خرداد و اردی بهشت برایت توفیری نداشته باشد

حتی اگر غرق در عطر یاس باشد..


+ تاریخ یکشنبه 95/3/2ساعت 9:27 عصر نویسنده تسنیم | نظر

-->