از روزهای ساکت ِ مبهم میترسم...


+ تاریخ سه شنبه 95/5/26ساعت 3:20 عصر نویسنده تسنیم | نظر

قبلترها فکر میکردم بی قراری جزو مسیر ِ من است. اینکه باید دلم همراه شود با راهی که عزم کرده م تا آخرش را بروم. میگفتم بی قراری خاصیتش است! اما ته ِ دلم یک ناآرامی خاصی موج میزد... ناآرامی که حتی در اوج آرامش هم حسش میکردم...تلخ...آزاردهنده و تباه کننده...
این روزها به سختی ِراهی فکر میکنم که مشابهش را قبلتر گذرانده بودم. به قبول ِ مسیری که یک بار دیگر خواسته بودم آن را بگذرانم. به ناآرامی که میان سلول به سلول وجودم موج میزد و من هرچه تقلا برای پس راندنش میکردم فایده ای نداشت.
حالا اما این منم.
من و راهی سخت که هرچقدر به خودم میگویم کمی بترس! کمی نگران باش! کمی ناامید شو ! ولی انگار کسی دست گذاشته روی قلبم و هی اعتماد میریزد و میگوید : الیس الله بکاف عبده؟
چقدر فرق است میان راهی که با آرامش میگذرد و راهی که با تمام بی قراریت طی میشود...


با همه سختی هایش تو را شکر...




+ تاریخ یکشنبه 95/5/24ساعت 10:0 عصر نویسنده تسنیم | نظر

یک روز چیزی در من وجود داشت به نام ِ "ترس"
چیزی که همه من را از من گرفت...
حالا همه چیز بی اهمیت شده...حتی شکست!
حالا میخواهم ببینم باز هم قرار است با چیزی که ندارمش امتحانم کنی؟


+ تاریخ یکشنبه 95/5/17ساعت 4:48 صبح نویسنده تسنیم | نظر

باید یکی باشد که ببینی دل توی دلش نیست که تو را به وقت هایی که میداند خوب نیستی و حوصله نداری بخنداند و امیدوار کند و حواست را پرت کند و به یادت بیاورد که هرچقدر هم که اوضاع بد است اما یکی یکجایی هست که هنوز دوستت دارد...

باید یکی باشد که همینقدر یک ذره خوب شدن و بد شدنت برایش مهم باشد... که نسپاردت به امان ِ زمان که بالاخره یک جایی سِر شوی از این همه زخم و دیگر نفهمی و بعد که آرام شدی خیال کند که لابد خوب شده است...
باید یکی باشد که هرچقدر برایش نقش بازی کنی که حالم خوب است، که ببین میخندم، که به جان همه عالم قسمش بدهی خوبی و او تو را از میان هزارلایه مصنوعی لبخند کنارت بزند و بغضت را ببینید...

که بفهمد حال ِ بد،" نگران نباش، درست میشه" نمیخواهد
یک آغوش میخواهد که پناهت شود...

باید یکی باشد...فقط یکی...
اگرنه دنیا جای وحشتناکی است...


+ تاریخ شنبه 95/5/16ساعت 12:15 عصر نویسنده تسنیم | نظر

همه اتفاق ها تو زمان خودشون میفتن!
اگر هنوز نیفتادن لابد وقتش نرسیده...
چه وصال
چه جدایی..




+ صبر کن جاذبه تا کار خودش را بکند
  مثل ِ افتادن یک سیب، زمان دارد
  عشق...


+ تاریخ دوشنبه 95/5/4ساعت 12:33 عصر نویسنده تسنیم | نظر

-->