سفارش تبلیغ
صبا

بیایید یک دسته گل بخریم و پست کنیم برای افرادی که یک روز هرچقدر زجه زدیم که نروند باز هم رفتند! یک کارت ِ تبریک هم ...برای تشکر ِ بیشتر! با یک متن ِ تشکر ِ بهتر برای آنکه رفتند و صد البته راه را برای کسانی بهتر از خودشان باز کردند...
دنیای جای عجیبی است!
برای ققنوس شدن اول باید خاکستر شد


+ تاریخ سه شنبه 96/5/31ساعت 4:21 عصر نویسنده تسنیم | نظر

عادت کرده ام به صدای بازیگوشی هایت
به غرغرهایت
به جیغ هایت
به اینکه نگذاری درست حسابی بخوابم
عادت کرده ام و دلم نمیخواهد فکر کنم دیگر نمیشنومشان...

تو معجزه ِ قشنگی بودی علیرضا!
هنوز هم هستی
همین که من هروقت دلم میگیرد و تاریک میشود و هیچ چیز به معنای واقعی حالم را خوب نمیکند تو با یک لبخند همه ش را میبری کافیست که بگویم تو معجزه ِ من بودی..
حالا سخت است که فکر کنم همنشین دقیفه به دقیقه صدایت نیستم..

 

+از مجموعه عمگی های من:)


+ تاریخ دوشنبه 96/5/30ساعت 1:2 عصر نویسنده تسنیم | نظر

خواب بودم و گریه میکردم. تو نبودی و انگار هیچوقت قرار نبود برگردی. گریه میکردم و دیگر هیچ چیز دنیا برایم معنی نداشت. من هیچوقت توی بیداری برای نبودنت اینطور گریه نکردم . اصلا برای نبودت گریه نکردم چون هیچوقت باورش نکردم. چون همیشه یک امید ِ لعنتی از ناکجاآباد به سرم می افتاد و نمیگذاشت گریه کنم. توی خواب ولی نه امید بود نه هیچ چیز دیگر. توی خواب نبودن بود و یک پیرزن ِ مهربان که مدام به سرم دست میکشید و برایم لقمه میگرفت. لقمه هایی که هیچوقت نمیتوانست از گلویم پایین برود . توی خواب گریه هایی بود که پایان نداشت. اتوبوسی بود که ته نداشت و منی بودم که دیگر یک بار هم نمیتوانستم تو را ببینم...


+ تاریخ سه شنبه 96/5/17ساعت 1:39 عصر نویسنده تسنیم | نظر

نمیشود کسی را که با پررویی ِ تمام زندگیت را خراب کرد ، بخشید
ولی میشود او را به بی اهمیت ترین فرد ِ دنیا رساند که هروقت به فکرش می افتی فقط با خودت بگویی : ارزش ِ کینه های من از نبخشیدن ِ همچین آدمی بیشتر است
حتی ارزش ِ کینه ها...

+ در این فکرم که خدا دونوع حق را گذاشته. حق الناس و حق الله... شکستن ِ دل ِ آدم ها حق الله است..


+ تاریخ سه شنبه 96/5/10ساعت 9:52 صبح نویسنده تسنیم | نظر

چقدر سخت میشه وقتی فکر میکنی که همین لحظات و همین روزها امتحان ِ اصلی ای هست که خدا میخواد ازت بگیره
هیچ ایده ای نسبت به هیچ کاری نداری و همه چیز به شدت برات خاکستریه...
کاش جایی و کسی بود که میشد فهمید کار خوب فی الحال چیه...


+ تاریخ یکشنبه 96/5/8ساعت 10:39 عصر نویسنده تسنیم | نظر

"و برای رضا خدا صبر کن، و بر آنها غمگین مشو و از مکر و حیله آنان دلتنگ مباش
همانا خدا یار و یاور متقیان و نیکوکاران است..."

نحل-127


+ تاریخ پنج شنبه 96/5/5ساعت 6:22 عصر نویسنده تسنیم | نظر

یک روز وقتی دخترم بیاید و بگوید که دارد از غم میمیرد، به او خواهم گفت که غم آدم را نمیکشد.
له میکند،فلج میکند، تکه تکه میکند اما نمیکشد. میگذارد زنده بمانی و خاک بنشیند روی غمت و هربار که دست میکشی روی دلت، بی هوا دوباره چنگ بیندازد به جانت.
دستت را بگیر جلوی دهانت و تا اشک ها به لبه چشم ها نرسیده پلک بزن که نریزد .که سرباز نکند. که این سد ِ محکم نشکند و دخترت خیس نشود. غمت را در دلت نگه دار؛ هرچند...
خیلی درد دارد مادر...


+ فکر میکنم باید یک هشتک بسازم به اسم ِ #برای_دخترم ، مخصوص همین روزهای تنهایی و درددل با دختری که نیست...


+ تاریخ جمعه 96/4/16ساعت 6:40 عصر نویسنده تسنیم | نظر

یقین دارم که دخترم روزی در خاطراتش خواهد نوشت : " فهمیدن ِ مادر چندان سخت نبود. آشفته که میشد شروع میکرد به پختن. آنقدر میپخت و ماده های غذایی خام را با هم ترکیب میکرد تا آرام بگیرد. آخر هم روی دستش چند مدل غذا میماند ... بعضی از روزها برمیگشتیم خانه و میدیدیم مادر در سکوتی هولناک میپزد . دور و برش چند مدل غذای مختلف بود و خودش ساکت ِ ساکت. آنوقت بود که از همه غذاهای خوشمزه دنیا متنفر میشدیم. از خوردن ، از چند مدل بودن میز غذا ، از تزیین باحوصله ای که روی سالاد جاخوش کرده بود، از تشریفاتی که حاصل ِ دلگرفتگی های مادرانه بود...


+ تاریخ جمعه 96/3/5ساعت 12:10 عصر نویسنده تسنیم | نظر

روح ِ درجریان ِ زندگی یعنی علیرضایی که نیم ساعته بی وقفه داره گریه میکنه و عمه ِ امتحان و کنفرانس داری که نیم ساعته هم داره حرص میخوره هم میخنده از صدای این طفل :)
همنقدر متناقض و همنقدر دوست داشتنی


+ تاریخ پنج شنبه 96/2/28ساعت 9:25 عصر نویسنده تسنیم | نظر

این رودی که یک سد راهش را بسته است یک روز طغیان خواهد کرد...
این رودی که دیگر نرم نرمک چیزی برای از دست دادن نخواهد داشت...

 


+ تاریخ دوشنبه 96/2/18ساعت 7:8 عصر نویسنده تسنیم | نظر

-->